تبليغاتX
دنياي بينهايت -
در مورد همه چیز
 

مرگ در هر حالتي تلخ است

اما من

 

دوست ميدارم كه چون از ره در آيد مرگ

در شبي آرام جوت شمعي شوم خاموش

ليك مرگ ديگري هم هست

دردناك .اماشگرف وسركش ومغرور

مرگ مردان.مرگ در ميدان

با تپيدنهاي طبل .شيون و شيپور

با صفيرتير و برق تشنه شمشير

غرقه در خون پيكري افتاده در زير سم اسبان

وه .چه شيرين است

رنج بردن.پا فشردن

در ره يك آرزو مردانه مردن

بخوان به نام گل سرخ

 

 

بخوان به نام گل سرخ .در صحاري شب

 

كه باغها همه بيدار و بارور گردند

 

بخوان.دوباره بخوان.تا كبوتران سپيد

به آشيانه خونين دوباره برگردند

 

بخوان به نام گل سرخ.در رواق سكوت

كه موج و اوج طنينش ز دشتها گذرد

پيام روشن باران

زبام نيلي شب

كه رهگذار نسيمش به هر كرانه برد

 

ز خشك سال چه ترسي

كه سد بسي بستند

نه در برابر آب

كه در برابر نور

ودر برابر آواز ودر برابر شور

|+| نوشته شده توسط احسان در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385  |
 
 
بالا