گلايه
شب هنگام به دنبال تاريكي ميگردم
روزها به دنبال روشنايي
سپيده دم به دنبال نور خورشيد
ديوانه وار به دنبالشان ميگردم
ديوانه وا رمشتاق آنها هستم
هيچ شكوه و گلايه اي از زمان نيست
ازتاريكي گلايه دارم
چون هيچگاه مرا در خود پنهان نميكند
از روشنايي گله دارم
چون مرا روسواي عالم ميكند
و ازخورشيد گلايه دارم
چون هيچگاه نورش به من نتابيد

|
+| نوشته شده توسط
احسان در دوشنبه هشتم آبان 1385
|